الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
429
الغدير ( فارسى )
10 سيد على خان مشعشعى ( م 1088 ) - من از روزگار چشم دوستى داشتم ، ليكن مىبينم كه به هيچكدام از وعدههاى خود وفا نمىكند . - من هرگز انتظار نداشتم كه اينچنين تيرهروز باشم ، در حالى كه شرافت بايد اساس كار باشد . - شايد روزگار فقط مرا هدف قرار نداده ، بلكه شيوهء كهن او همين بىوفايى است . - هرگاه من با اين همه فضل و كمال از اوج به زير آمدم ، به شگفت آييد ، سپس بنگريد كه سرورى از آنچه كسى خواهد بود . - اى گوهر تابناكى كه در روزگار ما به كمترين بها فروخته مىشود و بازارش كساد شده است . - اين زمانهاى است كه كاملان را پست مىدارد ، و اوباش و فرومايگان را برمىكشد . - اگر روزگار خيرى داشت ، ديگر پس از مصطفى صلّى اللّه عليه و آله آن مرد تيمى چوب بلند نمىكرد . - و در برابر دشمنان ، جاى آن نبود كه از على حيدر عليه السّلام دفاع بشود ، چرا كه بهترين مخلوقات آشكارا او را در غدير به جانشينى خود برگزيد و فرمود : - هركه را من مولاى او هستم ، پس از من اين على مولاى اوست . آرى ، اين ندا را همه